سفر به کویر

دو هفته پیش قرار شد با دوستای بابا که کوهنوردن بریم کاشان و از کویر مرنجاب و ابیانه هم دیدن کنیم دو سه بار از رفتن منصرف شدم اما روزای اخر دل به دریا زدم و به بابا گفتم ما هم میایم قرار شد که ۴ شنبه ۱ اردیبهشت را بیفتیم و جمعه عصر بر گردیم ساعت ۱۲ به اتفاق مامان جون و بابا جون و عمه و حاج اقا با تاکسی خودمون رو به سمت اتوبوس رساندیم. سوار ا توبوس که شدیم من تصمیم گرفتم که برم اخر اتوبوس تا تو رو بخوابونم و بهت شیر بدم خوشبختانه تا موقعی که به کاشان رسیدیم آروم خوابیدی.صبح ساعت ۷ که به کاشان رسیدیم رفتیم باغ فین وصبحانه خوردیم بعد هم رفتیم و از باغ و حمام فین دیدن کردیم و تعدادی عکس گرفتیم.موقع ناهار هم همگی جمع شدیم و با هم ناهار خوردیم .بعد از ناهار همگی وسایلمونو جمع کردیم و به سمت کویر مرنجاب حرکت کردیم حدود ساعت ۶ به کاروانسرا رسیدیم همگی پیاده شدیم و با هم در مناظر دیدنی کویر و شترها عکس گرفتیم بعد دوباره سوار اتوبوس شدیم و ۱ ساعت بعد به مقصد رسیدیم و اطراق کردیم همگی چادرهامونو به پا کردیم من وتو با مامان جون و بابا جون و حاج اقا نشستیم تو چادر اما بقیه رفتن تا از دریاچه نمک و رملها و مناظر کویر دیدن کنند.شب که شد همه تو چادرها خوابیدیم تا صبح به سمت مسیر بعدی یعنی ابیانه رهسپار شویم.صبح ساعت ۴ همه بیدار شدیم و به سمت ابیانه حرکت کردیم ساعت ۸ به کاشان رسیدیم و صبحانمونو خوردیم و باز سوار اتوبوس شدیم ساعت ۱۱ به روستای زیبای ابیانه رسیدیم .همه با هم رفتیم تا از روستا دیدن کنیم بافت زیبای روستا به اضافه طبیعت زیبایش مردم ایران و حتی توریستهای خارجی رو مجذوب خود کرده بود لباسهای محلی زنان و مردان روستایی هم جلوه ی زیبایی به روستا بخشیده بود .تو ی روستا که قدم میزدیم گردشگرها تو رو که میدیدن بهت ذوق میکردن و باهات عکس میگرفتند. عکسهای خیلی زیبایی با هم گرفتیم تا برای هیشه یادگاری از این سفر داشته باشیم .بعد از گشت وگذاری که تو روستا داشتیم عازم شهرمون بروجرد شدیم ساعت ۴ در رستوران مارال ناهار خوردیم و به راه افتادیم و ساعت ۹ به مقصد رسیدیم با اینکه اولین سفرمون بود اما خوشبختانه تو دختر خوبی بودی و اذیتمون نکردی.به امید سفرهای بعدی


سفر به کویر
